علی رسولان

  • ۹۷/۰۶/۰۸
    1984
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۶۶/۰۲/۲۱
    i
  • ۹۴/۰۲/۱۲
    ۱۳
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

ارتوپدی

سه شنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۰۷ ب.ظ

بعد از پنج ماه، دارم دستم رو حس می کنم، دستم چپم حسابی درد می کرد منم که اصن حوصله دکتر رفتن ندارم، گذاشته بودمش به حال خودش سر فرصت خوب شه! اما چند روز پیش یکی ترسوندم گفت اگه پنج ماه میشه و خوب نشده نکنه از گردنت باشه، منم که اصن فکرشم نمی کردم ترسیدم شدید، سریع یه نوبت دکتر ارتوپد گرفتم و رفتم واسه معاینه فنی!
دکترخان گفتن دستت رو ببر بالا و از این حرفا، گفت الان که چیزی نمی تونم بگم برو عکس رنگی بگیر بیا تا ببینم چی شده! منم گفتم باوعشه فقط دکتر از گردنم نیست که لازم نیست عکس بگیرم آیا؟ دکترخانم گفت نه. منم خوشحال اومدم بیرون که برم عکس بگیرم.
عکس نگرفتم و نگرفتم،" چون باز همون بی خیالی قبل از ترسیدن اومده بود سراغم " تا اینکه یکی دیگه از دوستام گفت من یه شکسته بند خوب سراغ دارم فلانی و فلانی رو بردم پیشش یه عمری دارن دعام می کنن، یکی دیسک کمر داشت بردمش اونجا الان بسته سی کیلویی جا به جا می کنه و از این حرفا!
منم هیچی دیگه، کلن بی خیال، با این حال چون دردش رفته بود رو مخ، بدمم نمی یومد تستش کنم، با روال طولانی عکس گرفتن و فیزیوتراپی هم حال نمی کردم قبولیدم که برم باهاش.
رفتن همان و شوخی های آقای طبیب همان! شوخی و مزاح و از این صحبت ها، در حین شوخی سوال پرسیدن و گرفتن دست من تو دستش همان. هی دستمو این ور کرد و هی اونور، بالا پایین ماساژ، برام جالب بود که منبع درد رو پیدا می کرد و قشنگ حس می کردی، هیچی دیگه بعد چند لحظه وقتی من حواسم نبودم یهو دستم رو کشید، حسی که من اون لحظه از دستم داشتم یه چیزی تو مایه های رشته های ماکارونی بود، حس کردم زیر پوستم قشنگ ریش ریش شده ، یه حس جالبی بود، کل بدنم شل شد و نشستم رو صندلی، البته جالب تر از این حس، حس بعدش بود، حس درد نداشتن، حس خوب شدن، اینقد خوشحال بودم که نگید و نپرسید.
تازه این بنده خدا صلواتی درمان می کنه مریض هاش رو! بی پول و بی توقع و بی چشم داشت. در طول مسیر برگشت به خونه داشتم به این فکر می کردم که بعضی از دکترا واقعن وقت و پول مردم رو هدر میدن.
از اینجا می خوام یه گریزی بزنم به افزایش قیمت هایی که اخیرن تو بحث خدمات پزشکی بعضی از دکترخان ها صورت دادن. واقعن که این افزایش کاملن غیرقانونی و احترام نذاشتن به قانون اونم از طرف یه جماعتی که مدعی تحصیلات عالیه هستن خیلی دور از انتظاره. خیلی شدید به آدم برمی خوره که همچین آدمایی شدن دکتر! واقعن تر جای تاسف داره که در شرایط کاملن بحرانی آدم مجبور میشه جونش رو در اختیار این جماعت پول دوست بذاره.
جالب اینجاست که برای این وضع اسفناک هیچ کس پاسخگو نیست! احتمالن آقایون به امید نشستن و به تدبیر فکر می کنن. این بود نظام سلامت آیا؟

  • علی رسولان

به عشق مادرم

يكشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۴۴ ق.ظ

گاهی
به هر نوع قالبی باید جفا کرد
رسم و رسوم
شـــــاعری را هم رها کرد

گاهی
فقط باید، به فکر سوختن بود
برضد
اوزان عروضی کودتا کرد

وزن عروضی
جای خود، باید به عشق
مهر و وفایِ

مادران، جان را فدا کرد

،یا نه
به جای کودتا بـــــاید نشست و
از بین اوزان

وزن نـــــــابی را سوا کرد

یک وزن
سنگین و نجیب و پاکدامن
تا لحظه ای
در شعر، مادر را صدا کرد

#علی_رسولان
#به_عشق_مادرم
#یازده_یک_95
@alirasolan_fans

  • علی رسولان

چنل

سه شنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۵، ۱۰:۴۱ ب.ظ

سلام به همه ی دوستانی که همیشه لطف دارن و به خونه ی خودشون سر میزنن. عید رو به همه اتون تبریک میگم امیدوارم سال خوبی داشته باشین ، پر از لحظه های ناب و خاطره انگیز، سرشار از موفقیت و به روزی!

راستی یَتش یه کانال یا به قول بر و بچز تلی، چنلی زدم تو تلگرام که شعرهام رو میذارم اونجا ، گفتم تو این سال جدیدی یه حرکت نویی انجام داده باشم، خیلی خوشحال میشم که بیاین اونجا و حتی دوستانتون رو هم دعوت کنین که بیان.

این روزها دیگه همه یه گوشی دستشون گرفتن، همه جا هم با خودشون می برن، انصافن هم خیلی راحت تر از پشت لب تاب نشستنِ، به هر حال این سیستم ، تقدیر و قسمت این روزهای دنیایِ آدم های مجازیِ!

با این سیستم صفر و یک هم نمیشه شوخی کرد یه لحظه حواست نباشه، اعلامیه ات رو می چسبونن به دیوار! آدرسش رو میذارم اینجا و بازم میگم امشب بیایید ها! در ضمن گفته باشم که جوین شدن هم مث رای دادنِ، سریع انجامش بدین چون آدم از چن لحظه ی بعدش خبر نداره! اونم چ چنلی " این چ چنلی رو فضایی بخونید ها :) " ممنون از همه اتون و مشتاق دیدار

https://telegram.me/alirasolan_fans
  • علی رسولان